قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4332
تاريخ الفي ( فارسى )
و احوال او به موضعش گفته شود ان شاء اللّه تعالى . و بعد از فوت قايدو حكومت ايل و الوس به موجب وصيتاش به پسر ميانهء او اروس متعلق شد و دوآ خان به واسطهء عداوت ميراثى كه با اروق قايدو دشمن داشت ، مىدانست كه حيله و تدبير به ارس كه به كمال فهم و فراست متصف است ، درنمىگيرد و چاپار كه پسر بزرگ قايدوست در كمال سادهلوحى . انديشه كرد كه استيصال سلسلهء قايدو خان به نزاع برادران مىتوان كرد . ميانهء دوآ خان و قايدو خان نيز در اواخر سال به وحشت كشيده بود ؛ چه ، بعد از جنگ سپاه قاآن ، دوآ خان در ولايت قايدو خان نيز به حكم قايدو خان دخل مىكرد . و اين معنى بر اولاد قايدو خان گران مىآمد ؛ چه ، انديشه كردند كه هرگاه در حيات قايدو خان اين حال باشد ، بعد از فوت قايدو خان يقين دوآ خان ايشان را مطلق دخل ندهد . و در خاطر ، قتل دوآ خان مخمّر ساختند و او را به قوريلتاى طلب داشتند . چون دوآ خان نزديك رسيد ، چاپار و ارس او را استقبال كردند و اراده نمودند كه او را اياق « 1 » مسموم دهند . كوكلتاش دريافت . خود را فداى دوآ خان نموده كاسه را از دست ايشان گرفته خود دركشيد و فى الحال جان تسليم كرد . چاپار و برادران بسيار منفعل شده ، دوآ برگشت و قايدو در مقام معذرت شد كه « به وقوف من بر اين فعل قيام ننمودهاند . » دوآ ديگر بازى نخورد و به هيچ قوريلتايى حاضر نشد . بعد از فوت قايدو ، دختر قايدو كه در رأى و تدبير از برادران خود در پيش بود ، كس نزد دوآ خان فرستاد كه « خلاف و خيانت به حكم پدران از همهء خلق مذموم است ، خصوصا از شاهزادگان . چون قايدو خان ، ارس را قايممقام ساخته ، سعى در خلاف او مثمر بر افتادن ايل و الوس است . » و او در جواب فرستاد كه « زنان را از دوك و چرخه « 2 » سخن بايد كرد ، نه از پادشاهى و خانيّت . » و دوآ چون مخالف در اروق قايدو پيدا كرد ، به شاهزاده انند كه از قبل قاآن به سرحد قراقروم يورت داشت ، پيغام فرستاد كه مخالفتى كه سابقا نسبت به قاآن واقع شده بود ، از قايدو خان بود نه از من . من را به بندگى قاآن هروقت طلب كند ، مىآيم و اظهار ايلى و اطاعت نمايم . » تيمور قاآن را اين معنى پسنديده افتاده بهجهت استمالت دوآ خان يرليغى به اين مضمون فرستاد كه « مملكت تركستان به حكم يرليغ قديم تعلق به جغتاى خان دارد و دوآ اروق اوست .
--> ( 1 ) . اياق : لفظ تركى است به معنى پيالهء شرابخوارى . ( 2 ) . متن : درك و جرح . تصحيح بر اساس متن تاريخ اولجايتو ، ص 33 .